ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

441

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

دانيل در لباس رهبانان يعنى لباس پشمينه بود . وى چند مرتبه طاوس را از ديوار خانه دور كرد ، ولى آن پرنده باز هم روى ديوار مىنشست . چون دانيل چنين ديد ، عصاى آهنى خود را بلند كرد و بر سر طاووس كوفت ، طاوس افتاد و مرد و دانيل خبر را از يوحنا مخفى كرد . چون يوحنا به خانه برگشت ، طاوس را مرده يافت و به كشندهء پرنده بدگوئى كرد . دانيل ناسزا را شنيد و بيرون آمد و به يوحنا گفت : كشندهء او را فحش نده . من او را كشته‌ام و بجاى آن چند طاوس مىدهم . يوحنا با تغير گفت : راهبى را مىبينم كه افسار در گردن دارد و آلت او دراز است و از چنين هيكلى بيزارم « 1 » . دانيل در جواب گفت : منهم از شماسى كه چند زن دارد بيزارم . از شماسى كه نام زن اصلى او قراطيس است خوشم نمىآيد . قراطيس نام رومى است و معناى آن نزد روميان زنى است كه با غير از شوهر خود همخوابه شود . يوحنا از اين حرف خجل شد و سرشكسته به منزل رفت . يوسف گفت : در مصر احمد بن هارون الشرابى برايم نقل كرد : كه المتوكل در خلافت الواثق برايش گفت : يوحنا بن ماسويه با الواثق در دكانى كه ملك واثق در جزيره‌اى داخل در دجله نشسته بود . الواثق چوب نى بلندى داشت كه بر سر آن قلاب ماهىگيرى زده و آن را به دجله مىانداخت ، تا ماهى شكار كند ، ولى نتوانست شكارى گير آورد . در اين حال به يوحنا توجه كرد و گفت : اى مشئوم از پهلوى من برخيز ! يوحنا در جواب گفت : اى امير المؤمنين ! صحبت از محال نكن . يوحنا فرزند ماسويه خوزستانى و مادرش رساله صقلبيه است ، كه به هشتصد درهم خريدارى شده و سعادت به او رو آورده ، تا اين حد كه همنشين خلفاء و نديم و معاشر آنها گرديده و دنيا به تمام معنى به او اقبال كرده و به جائى رسيده است ، كه اصلا تصور و آرزوى آن را هم نداشت . در اين صورت چگونه بدشگون و مشئوم خواهد بود . اما اگر امير المؤمنين بخواهند ، حاضرم بگويم مشئوم كيست . الواثق گفت : مشئوم كيست ؟ يوحنا جواب داد : كسى

--> ( 1 ) - كنايه‌اى از الاغ است .